یه جورایی وبگردی های من اینجاست .

درباره وبلاگ

سلام

به وبلاگ خودتون ، خوش آمدید .

این وبلاگ ، به نوعی حاصل وبگردی های  من بوده و هست .

البته در این وبلاگ مطالبی هم می نویسم که حاصل اعتقادات خودم هستند . و ممکن است با نظرات ، اعتقادات و جهان بینی شما متفاوت باشند و برخی مطالب ممکن است شما را آزرده کند و برخی مطالب شما را خرسند .

امیدوارم همه ما بتوانیم  به دیدگاه های یکدیگر احترام گذاشته و با قضاوتی درست به سمت و سوی هر چه پربار شدن حرکت کنیم .

همانطور که می دانید ، وردپرس فیلتر است . سرعت پایین ، ممکن است به کندی آپدیت کنم و یا نتوانم به برخی دیدگاه ها پاسخی بنویسم . از این جهت پوزش می طلبم .

با سپاس

 

متنی که میخوانید تنها برداشت های من است از ترور دانشمندان ایران! خالی از اشکال نیست ، علمی نیست ، تحقیقاتی در روی آن انجام نشده و تنها حدسیات و گمانه زنی های من  است .

 

خیلی از افراد شنیده اند که سال 2012 قرار است دنیا به پایان برسد ، یا حادثه ناگواری در دنیا رخ بدهد . فیلم های زیادی در همین زمینه ساخته شده است و کلیپ های بسیاری را در این زمینه بلوتوث کرده ایم .. مجلات از 2012  زیاد می نویسند !

آیا باید چشم جهان بین را باور کرد ؟ من فکر می کنم باید فراماسونری را باور داشته باشیم . سازمان هایی که داخل ایران آزادانه فعالیت می کنند و هدفشان چیزی است که ما هرگز  نمی دانیم !

آنها اشخاص خود را به مقامات مهم می رسانند ، از هولوکاست می گویند و مدام در حال تحریک کردن مردم ایران هستند و در مقابل حکومت های دیگر را هم تحریک می کنند . سعی می کنند از افرادی  بهره گیرند که لحن جنگ طلبانه دارند !

آنها وارد شورای نگهبان می شوند ، برخی را رد صلاحیت می کنند و میدان را برای انجمن هایی مثل انجمن حجتیه باز می کنند . انجمن حجتیه برنامه انتخابات 88 را راه می اندازد و وضعیت ایران را از تعادل پیش از آن خارج می کند . خود این انجمن ابزاری  است که در دست های پشت پرده قرار می گیرد .

دست های پشت پرده همه چیز را بر هم می زنند ، قیمت ها را بالا  می برند و با اقتصاد بازی می کنند ، اختلاس می کنند و نظم  را بر هم میزنند و وضعیت را برای مردم نامطلوب می کنند و از طرف دیگر شروع به ترور دانشمندان می کنند . وضعیت اقتصادی نامطلوب از یک طرف و ترورها و آشوب های دیگر داخلی از طرف دیگر باعث تقسیم شدن مردم به دسته های مختلف می گردد .

مردم ،  دیگر از نظر سیاسی با هم اختلاف های زیادی پیدا می کنند و حتی در مباحث سیاسی به جنگ و جدل با هم می پردازند . پروژه جالبی راه می اندازند  به  افرادی که به عنوان ابزار گرفته اند تلقین می کنند ک به قیاس بپردازند و خود را حسین بن علی و پیامبر و زمان را آن زمان بدانند و طرف مقابل را یزید و شمر و …. و این تلقینات در عموم مردم هم تزریق میشود و …  ترور دانشمندان توسط دست های پشت پرده باعث می شود تا عده ایی ترور ها را از جانب کشورهای غربی و اسرائیل بدانند و عده ای دیگر کار خود نظام .

عده ای که ترور ها را زیر سر اسرائیل می دانند ، دلیلشان این است که اسرائیل چون گمان می کند ایران قصد ساختن بمب اتم دارد ، دانشمندان را ترور می کند .

عده ای که فکر می کنند ، خود حکومت این ترورها را انجام داده دلیلشان این است که  حکومت قصد دارد تا با انجام این ترورها ، مردم را نسبت به دولت های غربی حساس تر کند و به مردم تلقین کند که انرژی هسته ای چیزی است که مهم است و غرب دوست ندارد تا ما به آن دست پیدا کنیم . (البته از همین جا می توان نتیجه گرفت که احتمالا بمب اتمی در کار است که حکومت چنین حرکتی می کند !)

دست های پشت پرده سوخت موشک های شهاب سه در ملارد کرج را منفجر می کنند و نظام اعلام می کند زاغه مهمات بوده است و بر اثر اشتباه در حمل مهمات منفجر شده است ! دست های پشت پرده دوست ندارند .. ایران پیروز جنگ فیزیکی باشد .

 

عبدالله شهبازی چند ماه پیش در فیس بوک خود چنین چیزی نوشته بود : Abdollah Shahbazi «بنيان نظري تحليل من اين است که هدف به آشوب کشانيدن منطقه است و جنگ ايران و اسرائيل بخشي از اين پروژه است تا ايران را تجزيه کنند. به نقشه ايران جديد معروف به طرح برنارد لوئيس توجه کنيد که در اين آدرس است. اين نقشه را امروز آقاي علياني نشانم دادند. دقيقاً منطبق است با همان طرحي که قبلاً مطرح کرده بودم يعني منطقه جنوبي ايران را که منبع انرژي نفت و گاز است از بقيه نقاط ايران منتزع کردن و به يک دولت کوچک تبديل کردن. حتماً دوستان برنارد لوئيس را مي‌شناسند: متفکر يهودي متنفذي است و از نظريه‌پردازان اصلي نئوکان‌ها. تأليفاتش درباره تاريخ عثماني و ترکيه به فارسي ترجمه شده.»

عبدالله شهبازی در حال حاضر در زندان است

سبورچیان کیست ؟

چرا لوگوی المپیک 2012 معنی زئون میدهد ؟

جریان انحرافی کدام جریان است ؟

آیا جریانات پیش از انتخابات و پس از انتخابات به خودی خود رخ دادند ؟

موارد بیشتری اگر از اقدامات دست های پشت پرده میدانید بنویسید !

ببخشید اگر مطلب چندان دلچسب و علمی نیست .

اینکه خود را محدود کنم و آدم متعصب مبارزی شوم و از تمام لطف و لذت اندیشه و زیبایی ناب دست بشویم …. نه این کار از من بر نمی آید .

کتاب های بسیاری را نشخوار کرده ام ….چیزی که مرا شدیدا مشغول می دارد ، انسان نیست ، زمین نیست و حتی افلاک هم نیست . این روسیه نیست  که علاقه مرا جلب می کند ، بلکه شعله هایی است که روسیه را در خود گرفته و می سوزاند . بهبود سرنوشت توده ها یا برگزیدگان ، سعادت ، عدالت ، فضیلت ….این چیزها که بسیاری از مردم را فریب می دهد ، در من تاثیری ندارند . تنها یک چیز مرا به هیجان می آورد و همه جا دنبال آن می گردم و چشمانم آن را با مسرت و ترس تعقیب می کند . خط سرخ ، تمامی عشق من همین خط سرخ است … جز آن همه چیز در نظرم فانی ، کوته بینانه و انسانگرایی گیاهخوارانه نازلی است که ارزش این روح رها شده از تمام امیدهایش را ندارد .

گرانوس

 

می تونید جای روسیه “ایران ” بگذارید و بعد بخونید … جالبتر میشه

سال نوی میلادی را ابتدا تبریک می گویم .

و اما بعد …

بدون پیش داوری من نمیدونم اینترنت ملی چی هست و به چه دردی میخوره … میگن بد نیست و سرعت میره بالا و میتونی تلویزیون ببینی و …. ( هر چند از بین چیزایی که خودشون دوست دارن باید یکی رو انتخاب کنی و خودت حق انتخابت در همین حده !) ولی حکومت که توتالیتر باشه و توی تمام زوایای زندگی آدم رو کنکاش بکنه و اهل بکن و نکن کردن باشه احتمال داره اطلاعات رو از سایت های مختلف دانلود کنه و اون ها رو به صورت آفلاین در اختیار ما بگذاره که در این صورت کنترل ها و محدودیت ها بیشتر و سایت هایی مثل فیس بوک هم بطور کلی قطع میشن و …

من که اگه اینترنت ملی بشه و دیگه فیل شکن هم معنی نداشته باشه کامپیوتر رو میفروشم و میرم دنبال نوشتن رمان :d

اما خواهشم از شما اینه که تا زمانی که اینترنت رسما ملی نشده لینک کتاب های ممنوعه ایی که میشناسید ، فیلم هایی که ارزش دیدن دارند ، مقالاتی که باید خوند و … رو برای من بفرستید .
متشکرم @};-

آدرس ایمیل : geologist.saeed@yahoo.com

مسجد استاد شاگرد

مسجد استاد شاگرد در تصویر دیده می شودمسجد استاد شاگرد : این مسجد در خیابان فردوسی تبریز قرار دارد و بنای اولیه آن به وسیله امیرحسین چوپانی ملقب به علاءالدین در سال ۷۴۲ هجری قمری ساخته شده و به نام خان مغول یعنی سلیمان نواره هلاکو موسوم گردید و به همین جهت به اعتبار نام بانی و خان، عده‌ای آن را سلیمانیه و برخی آن را علائیه نامیده‌اند. وجه تسمیه کنونی آن به این علت است که کتیبه‌های داخل و مندرجات دیوارهای خارج مسجد به خط عبدالله صیرفی خوشنویس معروف دوره ایلخانی و یکی از شاگردان وی نوشته شده و به مسجد استاد و شاگرد نیز شهرت یافته‌است بنای مسجد که رو به ویرانی می‌رفت در زمان عباس میرزا نایب السلطنه تعمیر کلی در آن به عمل آمد. تعمیرات دیگری در سال ۱۲۹۵ هجری توسط حاج میرزا محمدعلی اوانسری قراچه داغی و همچنین در سال ۱۳۳۸ از طرف حاج محمد اردبیلی صورت گرفت.
این اثر در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۴۸ با شمارهٔ ثبت ۸۸۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

منبع : facebook.com/tabriz.old

(دلیل اصلی جدایی زن و مرد در جوامع استبدادی)
قسمتی از مقدمه کتاب (ضیافت افلاطون) که در چاپهای بعدی حذف گردید!

” در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟ چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند “

سلام

امروز تصمیم گرفتم آمارهای به روز شده درباره وبلاگ قرار بدهم .

قبل از زمان فیلتر شدن وبلاگ Page Rank (PR)  عدد 3 بوده و هنوز هم بر روی 3 باقی است .( البته از نظر گوگل ) جای خوشحالی است که با وجود کمتر شدن بازدید کننده همچنان  3 باقی مانده است .

با نوشتن عنوان سایت در سه موتور جستجوگر گوگل ، بینگ ، یاهو ، وبلاگ در صفحه نخست قرار میگیرد . ( باز هم جای خوشحالی است )

در رنکینگ آلکسا  ، وبلا در رتبه 1,928,616 قرار دارد . ( جای تاسف دارد )

این قسمت های وبلاگ مقام های اول تا پنجم را در جستجوگرها به خود اختصاص دادند .

1 http://msshamraz.wordpress.com/category/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b6%db%8c/
2 http://msshamraz.wordpress.com/tag/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4/
3 http://msshamraz.wordpress.com/category/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c/
4 http://msshamraz.wordpress.com/category/%da%af%d8%a7%d9%84%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%b3/
5 http://msshamraz.wordpress.com/2011/09/

 

 

اسنادش هم موجود !

 

من نه سواد سیاسی دارم و نه علم جامعه شناسی خوانده ام .  مطالبی که می نویسم ، اندیشه ها و افکار خودم هستند و خالی از اشکال نخواهند بود و در قسمت هایی شدیدا سیاسی و احساسی می شوند .  پس نتیجه می گیریم که احتیاج به نقد و بررسی دارد و محتاج هستم به یاری شما .

سال اول متوسطه بود و دبیر فیزیک ما روزی برگشت و گفت : ما همیشه در ورزش های انفرادی موفق هستیم  علتش این است که ما گروهی نمی توانیم کار کنیم .

راست میگفت ، اما چرا ورزش های گروهی ما نمی توانند موفقیتی کسب کنند و یا اگر موفقیتی کسب کنند نهاز پیش  پیوستگی داشته و نه بعد ها تداوم ؟

تیم والیبال ما مربی خوبی دارد و بسیار خوب پیش رفت و تیم های مطرحی را شکست داد، اما آیا این روند ادامه خواهد داشت ؟!

ولاسکو میدانست مشکل والیبال ما چیست ، تا حدی این مشکل را برطرف کرد ، اما آیا ریشه های فرهنگی این مشکل را هم می تواند حل کند ؟

ما مردمی هستیم که علاقه شدید به ساختن پهلوانان و اسطوره ها و رویین تنان داریم . همیشه در کتاب های ما یک نفر دنیا را ، جامعه را یا یک محله را نجات میدهد . ما رستم داریم و فریدون و کاوه آهنگر و امثال این ها ، آیا جایی بوده است که همه ما با هم باشیم و جامعه را نجات  بدهیم ؟ یا حداقل گروهی از ما بوده اند که کاری کنند؟! البته باید یاد آور شد که در تمدن های دیگر هم اسطوره سازی وجود داشته و دارد . اما چرا آنها مثل ما نیستند و مثل ما نشدند ؟

حکومت آنها  به قول خودشان دموکراسی است ، یونانی ها از قدیم فروم ها یا تالارهای گفتگو داشتند و به بحث و گفتگو در این تالارها می پرداختند . اختلاف نظرها را می دیدند و قبول میکردند که هر کسی دیدگاه خاص خود را دارد . کمتر قضاوت میکردند و می کنند و بیشتر می پرسند تا اینکه جواب بدهند .  برعکس ما همیشه در گفتگو ها سعی به دادن پاسخ داریم تا پرسیدن ! پاسخ هایی که بیشتربه علت خود نمایی و نارسیسم ماست . در کتاب هاگاکوره که به ادب و اخلاق سامورایی ها پرداخته است به اهمین مشورت اشاره شده است ، سامورایی ها هم در گذشته به مشورت کردن اهمیت میداده اند.

در ورزش هم ما اسطوره میسازیم ، یک روز علی دایی را اسطوره می کنیم ، یک روز حسین رضا زاده را ! اما چون آنها هم انسان هستند و می توانند اشتباه کنند و مانند رستم در کتاب نیستند و از جنس ما هستند کوتاهی آنها  بر ما خوش نیامده و روز دیگر به دشنام و ناسزا دادن به ایشان مشغول میشویم . اما وقتی جایی کم می آوریم دوباره این از یاد رفته ها را به یاد آورده و از ایشان مدد میخواهیم و این روند ادامه دارد و چرخه ای است در حال گردش.

حمید استیلی را می بینیم . فقط و فقط اوست که اگر تیم ببازد مقصر است و اگر برد او تیم را به این برد رسانده است . اگر حسین رضازاده به خاطر منافع شخصی طرفداری حکومت را بکند ، از طرف عده ایی ستایش میشود و از طرف عده دیگری نکوهش و کسی دیگر با برداشتن وزنه او کاری ندارد . ( البته که مردمی بودن بهتر از حکومتی بودن است )

جامعه ما جامعه ای بوده است که از قبیله های مختلف تشکیل شده است . هر قبیله صاحب ریش سفیدی بوده  است . حرف ، حرف رئیس قبیله بوده است و این روند در فرهنگ شهرنشینی ما هم نفوذ کرده و پدر سالاری را به وجود آورده است ما همیشه به پدر مثل تابو نگاه کردیم ( البته در گذشته بیشتر بود ) . این عادت ها در حکومت ما نیز رواج یافتند . حاکم همیشه سایه خدا بر زمین است ، مثل پدر یا رئیس قبیله که تابو بودند . حرف حرف اوست . اگر مشکلی پیش بیاید فصل الخطاب حاکم است .

یادمان نرود که اگر رهبر مخالفان خود را کف روی آب می نامد و اگر رئیس جمهور کشور در سخنرانی در جمع نخبگان خارج از کشور از لولو و ممه و جایی که میسوزد می گوید ، نباید توقع داشت که رضایی و نصرتی در زمین فوتبال کار دیگری نکنند !

وقتی رفتار مقامات مهتر کشور چنین باشد ، پس مقامات کهتر  رفتاری به مراتب بدتر از خود نشان خواهند داد . اگر حکومت سعی در قبول مخالفان خود ندارد ، پس در ورزش گروهی هم نباید به دنبال قبول مخالفان بود . وقتی رئیس جمهور کشور حاضر نیست به مجلس احترام بگذارد و حرف خود را  تکرار می کند ، وقتی رهبری حاضر نیست انتقادی علیه خود را بشنود و کوچکترین انتقاد ، عکس العملی شدید در پی دارد . وقتی نوشتن خطرناک است و دنیای مجازی را هم فیلتر می کنند . چه توقع داریم که مربی و سرمربی ما نظر مخالف خود را قبول کنند ؟! چه توقع داریم که هر کدام از بازیکنان یک تیم ورزشی فداکاری کنند ؟ چه توقعی داریم تا یک بازیکن فوتبال سیلی بر گوش هم تیمی خود نزند ؟!

در ورزش های گروهی ما سعی در تک روی داریم . همیشه بین یک گروه یک نفر را برتر میدانیم و اوست که نبودش باعث باختن تیم میشود و اگر باشد تیم برنده است ! چون باید همیشه یک قهرمان بسازیم که برتر از دیگران باشد .

البته از یادمان نرود که مقامات دیگر کشور ما هم از همین توده مردم هستند و فرهنگ ماست که در ایشان تبلور پیدا می کند . از ماست که بر ماست

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 27 مشترک دیگر بپیوندید