نگاشته شده توسط: سعید | جولای 13, 2009

تصاویر زیبای میکروسکوپی از سلول ها

اطلاعات بیشتر به زبان انگلیسی + عکس های بیشتر

در همین سایت اطلاعات خوبی از موجودات میکروسکوپی و سلول های مختلف نوشته شده

www.stemcelldaily.com

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 13, 2009

کتاب سازگاری ایرانی

مهندس مهدی بازرگان _ کتاب سازگاری ایرانی

…. ضمنا نباید فراموش کرد که روح ایرانی چندان خالص و الهی و استوار بر پایه های محکم تقوی و حق پرستی نبوده است. در اشعار فارسی اسم خدا را زیاد می بینیم و همین طور در همان ابیات اسم می و معشوق را … در شدید ترین دوران های تقدس و تشیع و در دربارهای صفویه و قاجاریه به حد اکثر شرابخواری و زن بازی و عیاشی بر می خوریم . ای که صفویه به مردم و حتی به افراد خاندان خود می کردند بی سابقه بوده است … و البته خود را مروج تشیع و مخلص آستان ولایت می دانستند. پیاده از اصفهان تا مشهد می رفتند و گنبد و بارگاه تعمیر می کردند مرحوم مجلسی را وسیله دادند که آن دریای عظیم مجموعه روایات و اخبار را جمع کند … ولی در مجلسشان به نوشته ی مورخین و به شهادت گچ بری ها و نقاشی های موجود به جای گیلاس قدح شراب خورانده می شد و شبهای جشن یک بازار قیصریه را با چراغانی و شراب و شیرینی پر از زن های مطرب طناز اختصاصا برای شاه قرق می کردند . این دوگانگی روح ایرانی یا جمع بین دیانت و معصیت را شاید هیچ …..

سر بقای سه هزار ساله ی ایران :
وقتی بنا باشد ملتی به طور جدی با دشمن روبرو شود و تا آخرین نفس بجنگد و بعد از مغلوب شدن سر سختی و مخالفت نکند بلکه تسلیم اسکندر شود و آداب یونانی را بپذیرد و اعراب که می آیند در زبان عربی کاسه ی گرم تر از آش شده صرف و نحو بنویسد یا کمر خدمت برای خلفای عباسی بسته دستگاهشان را به جلال و جبروت ساسانی برساند در مدح سلا طین ترک چون سلطان محمود غزنوی آب دارترین قصاید را بگوید غلام حلقه به گوش چنگیز و تیمور و خدمت گزار ووزیر فرزندانش گردد یعنی هر زمان به رنگ تازه وارد در آمده به هر کس و نا کس تعظیم و خدمت کند دلیل ندارد که نقش ونام چنین مردم از صفه روزگار برداشته شود . یک دنده و اصولی هستند که در برابرمخالف و متجاوز می ایستند و به جنگش می روند یا پیروز می شوند و یا احیانا شکست می خورند ووقتی شکست خوردند حریف چون زمینه ی سازگاری نمی بیند و با مزاحمت و عدم اطاعت روبرو می شود از پادرشان می آورد و نا بودشان می کند .
در محله ی مغول دیدیم که شرق و شمال به علت مختصر مقاومت با خاک یکسان شد ولی امرای فارس تسلیم شدند و سالم ماندند.

………………….

(نقدی بر کتاب “سازگاری ایرانی”)


پزشکان بیمارستان یونیورسیتی کالج لندن می گویند حال نوزاد و مادرش خوب است.

در جریان این آزمایش ها، جنین برای اطمینان از این که دارای ژن تغییر شکل داده BRCA1 نیست تحت نظر قرار گرفته بود . داشتن این ژن به این معنی است که 80 درصد خطر ابتلا به سرطان پستان برای شخص وجود دارد.

زنان سه نسل خانواده مادر نوزاد مورد بحث، در فاصله سنین 20 تا 30 سالگی به سرطان پستان مبتلا شده بودند.

پل سرهال، کارشناس باروری، که پدر و مادر این نوزاد را درمان کرده اطمینان می دهد که این نوزاد بعدا به نوع ژنتیک سرطان پستان یا سرطان تخمدان، مبتلا نخواهد شد و این خطر که پدر و مادر بیماری سرطان را به دخترشان انتقال دهند برطرف شده است.

چنانچه این زوج دارای پسری می شدند، این خطر وجود داشت که وی حامل این ژن بوده و آن را به دختر خود منتقل کند.

البته حامل ژن سرطان پستان بودن به این معنی نیست که شخص قطعا به این بیماری مبتلا خواهد شد و علاوه بر این شانس درمان این بیماری در مراحل اولیه، وجود دارد ولی زوج مورد بحث می خواستند ژن سرطان را از خانواده خود حذف کنند.

پل سرهال، می گوید هدف اصلی تنها این نیست که مطمئن شویم یک نوزاد دارای ژن سرطان پستان نیست بلکه هدف این است که به انتقال این ژن از یک نسل به نسل دیگر پایان دهیم.

ترتیب تشخیص وجود ژن مورد بحث در جنین این است که هنگامی که جنین تنها دارای 8 سلول است یعنی بیشتر از سه روز از عمر جنین نمی گذرد، و قبل از قرار دادن آن در رحم مادر، پزشکان یک سلول جنین را آزمایش می کنند.

سپس آنان هر نوع خصوصیاتی در ژن را که ممکن است در آینده اشکال تولید کند، حذف می کنند.

در حقیقت تشخیص ژنتیک، قبل از قرار دادن جنین در رحم مادر صورت می گیرد.

این روش برای اطمینان از این که نوزاد بیماری هایی مانند فیبروز کیستی را به ارث نخواهد برد در گذشته به کار برده شده بود.

ولی در سال 2006 اجازه داده شد که پزشکان برای تشخیص وجود ژن سرطان پستان در جنین نیز از این روش که به آزمایش جنین قبل از قرار دادن در رحم مادر مربوط می شود استفاده کنند.

پرفسور پیتر براود، مسئول مرکز تحقیقات ژنتیک جنین، در یکی از بیمارستان های لندن گفت تصمیم آزمایش ژن جنین قبل از قرار دادن در رحم مادر، پس از مشورت های زیاد با مشاوران ژن شناسی و کلینیک هایی که این خدمات را ارائه می دهند گرفته می شود و باید در نظر داشت که استفاده از این روش برای تمام کسانی که ژن سرطان سینه در خانواده شان وجود دارد و هنگامی که احتمال موفقیت لقاح مصنوعی کم است مناسب نیست.

www.vmrpcr.ir

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

توسعه ساختار نظامي حاکميت پهلوي

توسعه ساختار نظامي حاکميت پهلوي: زمينه‌ها و تأثيرات آن بر سياست خارجي ايران

توسعه ساختار نظامي از نمادهاي مشخص دولت پهلوي در دهه ١٩٧٠ م / ١٣٥٠ ش مي‌باشد. در اين فرايند پيچيده، مجموعه عوامل متعدد داخلي و خارجي از قبيل دگرگوني در اوضاع امنيتي منطقه خليج فارس

توسعه ساختار نظامي حا کميت پهلوي: زمينه‌ها و تأثيرات آن بر سياست خارجي ايران (1357-1350) / محمدجعفر چمنکار (کليک کنيد)

منبع

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

ندا !

دختر تمام مادران زمین

با پیراهنی از   خورشید و آه

ایستاده بر خاکریزی تاریک

کنار ماه و هدهدی سیاه.

پروانه‌ای پریشان از پیشانیش بر می خیزد

به سوی خدایی که نیست!

*

باد و بوی خانه های سوخته و خنجرهای خیس.

کلماتی زخمی

مویه کنان درخواب درختان و سنگ ها می دوند

شیون، برهنه بر درخت و خاک پیشانی می کوبد

و از کاکل خورشید

خون

چکه

چکه

بر  پیشانی و پیراهن و گیسوی ما

می چکد.

هزار هد هد سرخ

بر دیوار سحرگهان

سر میدهند آوازی نخوانده را:

ایهاالعشاق آتش گشته چون استاره ایم

ما چو کوه آهنیم آخر چو سنگ خاره ایم

محمود کویر

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

فساد زاده استبداد است

خسرو ناقد

«فساد زاده استبداد است». اين سخن را که تکيه کلام محمدعلی جمالزاده بود، در سالمرگ او بهانه کردم تا از پيرِ قصه‌گوی سرزمينمان يادی کنم. اين‌بار اما نه از حيات فرهنگی و ادبی او، بلکه می‌خواهم شمه‌ای از نظرات او درباره انقلاب بهمن 57 ايران را بازگويم؛ خاصه آنکه امروز پس از گذشت بيش از بيست و شش سال از انقلاب، هنوز نه تنها مردم که مجموعه نظام نيز از گسترش فساد در رنج‌اند و از افزايش فقر شکوه و شکايت‌ها دارند و از فزونی تبعيض می‌نالند. اما شگفتا، سالهاست که همه جا سخن از «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض» است ولی چنين می‌نمايد که زور و زايش استبداد، مجال رفع فساد نمی‌دهد. به‌قول جمالزاده، درد واقعی جامعه فساد است كه علاجش مشكل است و نه با مذهب می‏شود آن را مداوا كرد و نه با سياست و تنبيه. او با اين سخن انگشت بر زخمی ديرينه می‏گذاشت و در نامه‏ای نيز دليل نرفتن به‏ايران را ترس از رشوه‏خواری و فساد گسترده می‏داند و فساد را همزاد استبداد و جفت سنت استبدادی می‌خواند. او می‏نويسد: «مكّرر به‏دوستانم گفته‏ام كه می‏ترسم به‏ايران بروم و از يك طرف عصبانی بشوم و عنانِ اختيار از دستم بيرون برود و حتی جذبه رشوه، از جاده بيرونم بيندازد و دارای قوه و قدرتی كه بتوانم در مقابل امكان ثروتمند شدن- از راه رشوه و دخل و مداخل و عايدات نامشروع – استقامت بورزم، نباشم و آدم محولی، يعنی ناپاك و آلوده و پُرسر و صدا و پُرمدعا و بی‏كاره از آب درآيم. حالا هم بی‏كاره و بی‏مصرف هستم ولی لااقل قدرت اينكه كار نامشروع و عمل زشتی انجام بدهم، ندارم».

اما نگاهی بيندازيم به‌نظرات جمالزاده درباره انقلاب که سبب واكنش‏هايی متفاوت و اغلب تند شد؛ چه از جانب موافقان و چه از جانب منتقدان و مخالفان انقلاب، تا جايی كه كار به‏ناسزاگويی و بستن تهمت به‌جمالزاده كشيد و او در يكی از نامه‏هايش به‏من نوشت: «در هر صورت من كه جمالزاده نام دارم و تاكنون كتابهايم رويهمرفته بی‏خريدار و طالب نمانده است و البته با انواع مشكلات و از آن جمله تكفير و دشنام و حتی مهدورالّدم واقع شدن، يعنی اگر پس از صدور چنين حكمی كه فلان كس مهدورالدم است، اگر كسی او را به‏قتل برساند كسی از قاتل نخواهد پرسيد كه ‏ای مرد چرا اين پيرمرد را كشتی و قاتل ابداً مورد تحقيق و محاكمه واقع نخواهد گرديد… عجبا كه جوانان ما در اين اوقات حساس‏تر از سابق شده‏اند و به‏آسانی بنای بدگويی و حتی فحش و دشنام را می‏گذارند و اسناد تلخ و بی‌اساس هم گاهی به‏طرف می‏بندند كه مايه تعجب است».

البته بيشتر انتقادها و اعتراض‏هايی كه به‏پيرمرد می‏شد، پايه و اساس و منطق درستی نداشت و در واقع جزو ايرادات بنی‌اسراييلی به‏شمار می‏آمد. مثلاً اينكه چرا از انقلاب با نام «انقلاب ايران» ياد می‏كند و نه «انقلاب اسلامی»! يا تكرار همان انتقادات قديمی جلال آل‏احمد از كتاب «صحرای محشر» جمالزاده. عده‏ای هم كه ابراز نظرهای او نسبت به‏انقلاب ايران را مطابق ديدگاه‏های خود نمی‏ديدند، به‏خشم آمدند و اشتغال جمالزاده در «دفتر بين‏المللی كار» در ژنو، بين سالهای 1310 تا 1335 را بهانه قرار دادند و به‏او تهمت‏های ناروا بستند و به‏تعرضاتی ناجوانمردانه‏ عليه او دست زدند. و اين همه در حالی بود كه جمالزاده به‏وضوح وقوع انقلاب در ايران را مثبت ارزيابی می‏كرد و در عين حال نكات ضعف و كمبود و كاستی‌های آنرا نيز از نظر دور نمی‏داشت.

در يكی از نامه‏هايش می‏خوانيم: «نظر اساسی و قطعی من درباره انقلاب ايران مبنی بر دو حقيقت است كه می‏توان هر دو را حقيقت تاريخی ناميد. متجاوز از 2500 سال در مملكت ايران هميشه در حقيقت استبداد مطلق حكمفرما بوده است كه جزييات آن تا اندازه‏ای بر ما معلوم است و گاهی باور نكردنى. حالا خودتان می‏توانيد حساب كنيد كه چنين استبدادِ بی حد و اندازه‏اى، در مدت 2500 سال تا چه اندازه توليد فساد (دروغ و تملق و نفاق و دورويی و بى‏غيرتی و بى‏شرافتی و بى‏عفتی و جنايت و خيانت) می‏كند. در هر صورت، اكنون پس از 2500 سال در ايران انقلاب عجيبی كه حتی در مطبوعات خارجه به‏قلم آدم‏های با نام و نشان خواندم كه نوشتند Sans Precedent و بى‏سابقه است و به‏طور معجزه‏آسايی ظهور كرد و در مدت بسيار بسيار كوتاهی پادشاه كم فهم و از خود راضی را كه لشكری مركب از هفت صد هزار نفر آدم جوان مسلح داشت و در حدود بيست و پنج هزار مشاور آمريكايی آنها را تربيت می‏كردند و در دست داشتند، همه را جاروب كرد و دور انداخت. برای من در گوشه قلب و در زوايا و خفايای وجودم دو آرزو نهفته است: اول آنكه مردم ايران ديگر از جور و آزار شاه و شاهنشاه (خواه آريامهر باشد يا نباشد) رهايی بيابند. دوم آنكه فساد- كه زاييده همين نوع سلطنت‏ها و حكومت‏هاست و با گرسنگی و ترس و بی‌سوادی و نادانی ايجاد می‏گردد- كم‏كم و به‏مرور ايام از ميان برود. امروز كه 15 ارديبهشت 1360 است، يقين دارم كه آرزوی قلبی اولم برآورده شده و تحقق يافته است و ديگر هرگز ما مردم ايران رعيت و غلام و چاكر و جان‏نثار هيچ شاه و پادشاهی نخواهيم گرديد. ثانياً چون فساد را زاده استبداد می‏دانم و معتقدم كه استبداد كم‏كم از ميان خواهد رفت (و يا كم‏كم كمتر خواهد شد)، در نتيجه فساد هم تقليل خواهد رفت. خواهيد گفت كه اين انقلاب كنونی ما معايب و نواقصی دارد. ابداً منكر نيستم و شايد احدی هم منكر نباشد. من شخصاً خوب می‏دانم كه هر انقلابی در دنيا برای مردم بى‏گناه هم مشكلاتی ايجاد می‏كرده است و به‏اصطلاح چه بسا كه تر و خشك را با هم می‌سوزانيده است و انقلاب را مانند سيلی می‏دانم كه بلاانتظار روان گرديده است و لطمه‏های بسيار بدانچه در مسير خود دارد، وارد می‏سازد. باز به‏شهادت تاريخ، اين قبيل كيفيات موقتی بوده است و رفته‏رفته مسير تعادلی را پيموده و به‏حال طبيعی خود برگشته است. همه بايد دعا كنيم و آرزومند باشيم كه دوره شدت و تب و بحران انقلاب كنونی ايران هر چه زودتر مظفرانه و در نفع و صلاح كامل ملك و ملت ايران سير طبيعی خود را به‏پايان رسانده به‏جايی برسد كه منظور هر ايرانی با ايمان و پاك و وطن‏دوست و آزادی‏خواهی است. برای اينكه به‏اين هدف مبارك برسيم، حُسن نيّت و شعور و درّاكه آگاه و اطلاعات كافی لازم است و بديهی است كه دلالت خيرخواهانه كه خالی از غرض و مرض باشد و گاهی به‏صورت «مخالف» و به‏قول فرانسوی‏ها opposition (اُپوزيسيون) تجلی می‏نمايد هميشه در اين موارد نه تنها ضرری نداشته، بلكه مفيد و سودمند هم بوده است».

جمالزاده در روز هفدهم آبان سال 1376 خورشيدی در سن يکصد و شش سالگی درشهر ژنو چشم از جهان فروبست.

انتشار در: روزنامه اينترنتی روز. شماره 126. دوشنبه 23 آبانماه 1384.

www.naghed.net

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

زندگينامه آقاي دكتر سيد يحيي يثربي

http://www.yasrebi.org/Farsi/Downloads/Downloads_GetFile.aspx?id=592

نام خانوادگي: يثربي
نام: سيديحيي
تاريخ تولد: 1321
محل تولد: روستاي چراغتپة سفلي، شهر تكاب، استان آذربايجان غربي
شغل: عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي تهران
رتبه: استاد
پايه: 25
استاد نمونه سال 1383

http://www.yasrebi.org

…………………

فضاي شك، باشكوه، زيبا، غرورآميز و در عين حال سراپا نگراني و دلهره است. انسان در اين مرحله همانند نوجوان نازپرورديست كه ناگهان، پناه خانواده و زندگي سراسر آرامش و آسايش خود را از دست داده، بار همه مشكلات و مسئوليتها بر دوش بيتجربه وي قرار گرفته باشد.



نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

نبرد سیاه کهنه خاک

در نبرد سیاه کهنه خاک
هر دستی دراز
نام خود می‌نویسد

غبار حادثه
نصیب کدامین مشام می‌شود
تا اوراق سیاه تاریخ
آبی شود؟


آوازی اگر می‌فهمی
مولود هدایتی است
از اشکال صوری
آب و نان و آزادی
و نسیم و انتظار
بر خاک مصیبت زده
می‌نوازد
و گره از بال سیمرغ
می‌گشاید


در این گل‌آلودگی
بر صورت دشمن
نقابی از غنیمت جنگی ماست

http://www.arooz.com

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

بيوگرافی دكتر حسين الهی قمشه ای

حسين محي الدين الهي قمشه اي در ديماه 1318 در تهران به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايي،‏ متوسطه و دانشگاهي را به ترتيب در دبستان دانش، دبيرستان مروي و دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران به پايان برد و نيز تحصيلات حوزوي و سنتي را نزد پدر،‏ استاد فقيد مهدي الهي قمشه اي و استادان ديگر دنبال كرد . سپس به كار تدريس در دانشگاه تهران و ساير مراكز آموزش عالي در داخل و بعدها خارج كشور پرداخت و در كنار آن به تاليف و ترجمه در زمينه عرفان و ادبيات و زيبايي شناسي مشغول شد . قريب يكسال نيز رياست كتابخانه ملي ايران را عهده دار بود .

از آثار قلمي او : گزيده فيه مافيه ( مقالات مولانا ) در معرفي جلال الدين بلخي و شرح مقالات او، گزيده منطق الطير در معرفي عطار و هفت شهر عشق او، شرح گلشن راز شيخ محمود شبستري، كتاب مقالات، ترجمه گزيده اي از سخنان شكسپير، بررسي آثار ترجمه شده اسلامي به زبان انگليسي، ترجمه كتاب پيامبر اثر خليل جبران، تصحيح ديوان حافظ، مجموعه اي از ترجمه ها، مقالات و مقدمه ها در پنج شماره كتاب كيميا، 365 روز با سعدي ( و ادامه اين مجموعه با ساير ادبا، عرفا و فلاسفه ) ،‌ رباعيات حكيم عمر خيام ( ويرايش و پيشگفتار ) ، گزيده شاهنامه ( سالنامه فردوسي ) و ترجمه دعاي كميل را مي توان  نام برد.

مجموعه اي از سخنرانيهاي ايشان كه به زبان فارسي و انگليسي در سازمانها و دانشگاههاي داخل و خارج كشور ايراد شده نيز به صورت نوارهاي صوتي و تصويري در زمينه هاي عرفان، ادبيات و هنر به علاقمندان عرضه شده است و تعدادي از اين سخنرانيها از شبكه 4 سيما و شبكه جام جم پخش مي شود.

http://www.drelahighomshei.com/Default_far.aspx

نگاشته شده توسط: سعید | جولای 12, 2009

نامـه سرگشـاده به رهبـری

نامـه سرگشـاده به رهبـری

هوالعلی الکبیر

نمیدانم با چه زبان و از کدامین ظلم و جنایتى با شما سخن بگویم که مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته باشند؟ در نظام متمرکز و مطلقه ای که همه راهها منتهی به رأی و تصمیم شخصی شما گشته، نامه‌های ناصحانه متعددی در ارتباط با تقلب انتخاباتی وسرکوب خونین معترضین به جنابعالی نوشته شده که هیچکدام هم پاسخی دریافت نکرده‌اند. بنده نیز امیدی ندارم این نوشته از کانال‌های کنترل شده ارتباطی بیت بگذرد و به رؤیت شما برسد، با این حال بنا به وظیفه ملی و دینی خود نکاتی را یادآور می‌شوم.

در نظام ولایت مطلقه فقیه، شما و تئوریسین‌های این تِز مدعی هستید مشروعیت خود را نه از آراء اکثریت مردم، بلکه ازپیوند به ولایت اهل بیت مطهر پیامبرمکرم اسلام ۖ می‌گیرید. سرسلسله ولایت و عرفان در مکتب تشیع امیرالمومنین علی(ع) است که دیدگاه سیاسی خود و معیارهای مطلوب حکومتی را در “عهدنامه‌ای” که به “منشور حکومت اسلامی” شهرت یافته، تدوین کرده است. عهدنامه‌ای که برای اداره سرزمین بزرگ مصر به “مالک اشتر” سپرده تا درماموریت خطیر خود به عدالت رفتار کند. بنابراین بر آن شدم عملکرد شما در وقایع خونبار اخیر را در عرضه به این منشور، که تبلور عصاره تجربیات حکومتی نخستین امام مکتب تشیع است، مورد ارزیابی و مقایسه قرار دهم. گرچه این نکات را بهتر از من می‌دانید، اما خواستم به مصداق:”فذکرفان الذکری تنفع المومنین”، هرچند خوشایند شما و چاپلوسان نباشد، هم یادآوری کرده باشم، و هم به کسانی که ولایت شما را از سنخ همان ولایت می‌دانند تفاوت زمین تا آسمان را به توفیق حق نشان دهم.

ادامه مطلب

http://www.bazargan.com/abdolali/main3.html

Older Posts »

دسته‌ها