نگاشته شده توسط: سعید | فوریه 7, 2010

دانلود کتاب ” مرد داستان فروش “

نام کتاب: مرد داستان فروش
نام اصلی: Der geschichetenerkauter: roman
نویسنده: یوستین گاردر Jostein Gaarder
مترجم: مهوش خرمی پور
ناشر: کتابسرای تندیس
نوبت چاپ: دوم
1386 تعداد صفحه: 240 صفحه
شمارگان: 2000 نسخه
قیمت: 28,000 ریال
شابک: 0-575789-964-978

سرم ورم كرده، از بس كه صدها طرح بزرگ در آن مي‌پرورانم و باز هم طرح‌هاي جديدي به ذهن‌ام هجوم مي‌آورد.
شايد بتوانم با تلاش زياد افكارم را كنترل كنم، اما – اصلا – فكر نكردن امري است محال – در درونم گفته‌ها و جمله‌هاي كوتاه مي‌جوشد اما پيش از آني كه بتوانم آن‌ها را تشخيص بدهم و بررسي‌شان كنم، چيزهاي جديد ديگري به ذهنم هجوم مي‌آورد و من موفق نمي‌شوم كه يك فكر را به پايان برسانم و به ديگري بپردازم.

گزارش کتاب «مرد داستان فروش»

دانلود کنید

پیشگویی را باور ندارم . اما گویا میشود برخی چیزها را باور کرد.

مصریان باستان هزاران سال پیش ، از ساخته شدن پرندگان فلزی خبر داده اند .

به راستی راز  اهرام در چیست ؟

این تصاویر در تیرهای سقف یک معبد پادشاهی سه هزارسال پیش کشیده شده اند . مکان در چند صد کیلومتری جنوب قاهره ، فلات گیزه ، در محل آبیدوس .

I took these images while visiting Egypt in December 2000.

From this images we see many craft that resemble modern day flying machines.

Helicopters

Submarine (1940) – or UFO?

Glider

Zeppelin – Hindenburg – 1940 – UFO?

نگاشته شده توسط: سعید | فوریه 7, 2010

سوگندنامه پزشکی بقراط

بقراط از شاگردان خود می خواست تا سوگند زیر را یاد کنند :

من از نظام یا رژیم غذایی متابعت خواهم کرد که بنا بر قدرت و قضاوتم به حال بیمارانم سودمند به نظر رسد، و از آنچه مضر و زیانبخش باشد می پرهیزم . به کسی حتی اگر خود بخواهد داروی مهلک نخواهم داد و تجویزی این چنین نخواهم کرد ، و نیز به زنان وسایل سقط جنین نخواهم داد. وقتی به خانه ای می روم ، قصدم درمان بیمار خواهد بود و هیچ گاه کسی را دانسته زیان و آسیب نخواهم رساند. فزون بر این ، از اغوای زنان و مردان ، آزادگان و بندگان ، اجتناب خواهم کرد. آنچه در حین کار حرفه ای خود ببینم یا بشنوم ، که نباید در خارج گفته شود، بر زبان نخواهم آورد. مادام که این سوگند را نشکنم ، شایستگی دارم از زندگی بهره گیرم و هنر خود را به کار برم ، و پیوسته از احترام مردم برخوردار گردم . ولی چنانچه این سوگند را نقض کنم ، خلاف آن بر من روا باد .

نگاشته شده توسط: سعید | فوریه 7, 2010

نگاهی کوتاه به تاریخ ایران

تهمت و دروغ را دشمن سفارش می‏دهد، منافق می‏سازد، عوام‏فریب پخش می‏کند، و عامی باور می‏کند…

به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم . ( دکتر علی شریعتی )

تمامی تاریخ ایران شاهدی است بر تجاوزهای متعدد و مداوم به جان و مال مردم . گذشته از غصب مال و اموال مردم ، ایران کشوری بود که در آن شاهان و شاهزادگان نه فقط به وسیله دشمنان بلکه توسط بستگان خود نیز به قتل می رسیدند و یا کور و اخته و … می شدند . شمار شاهزادگان ساسانی که در حین شکار برای همیشه مفقود شدند یا به دست بستگان خود کور شده و به قتل رسیدند قابل ملاحظه است .

تاریخ صفویان نیز سرگذشت بی پایانی است از قتل و کور کردن اعضای خاندان سلطنتی بگذریم از دیوانیان و مردم عادی . اسماعیل دوم به وسیله بستگانش به قتل رسید ، محمد خدابنده را کور کردند و عباس اول حتی یکی از پسران خود را سالم نگذاشته بود که بتواند به عنوان جانشینش بر تخت بنشیند . نادرشاه افشار، غلام اسیر یکی از ایلات ، که بعدها به راهزنی پرداخت ، سپس سردار بزرگ و بنیانگذار سلسله افشار شد، فرزند خود را در یک حمله عصبی کور کرد . آغا محمد خان قاجار ، شاهرخ را که به دست دیگران کور شده بود برای افشای محل اختفای گنجینه هایش چنان وحشیانه شکنجه کرد که به رغم اعتراف زنده نماند . خود آغا محمدخان در نوجوانی و در پی شکست طایفه اش در جنگ با قبیله ای دیگر اخته شده بود. هنگام فتح کرمان ، او آن قدر مردم آن شهر را کور و اموالشان را غارت کرد که عواقب مخربش هنوز گریبانگیر آن منطقه است . سلاطین زندیه در برادر کشی و خیانت به اعضای خاندان خود مهارت بسزایی داشتند .

دلالی ،رشوه ،فساد،تعدی،ویرانی و …. این کارنامه عمومی صفویان است . از جمله عللی که برای فساد اجتماعی آورده اند ، یکی نیز این بود که ایرانیان که از غارت و چپاول کردن روزگار سپری کرده بودند ، در زمان قدرت گرفتن بی میل به رفتن به گرجستان نبودند . به دلیل اینکه مردم آنجا مسیحی بودند ، و به عنوان کافر به سلطان صفوی این جواز داده می شد که به اموال و زنان و دختران آنها تجاوز کنند . در زمان صفوی ، ایرانیان مکرر به گرجستان لشکر کشیدند و صدها هزار اسیر از زن و دختر و پسر آن مردم را به ایران آوردند و فروختند .

جامعه شناسی نخبه کشی علی رضا قلی

نگاشته شده توسط: سعید | فوریه 5, 2010

کره زمین چگونه ساخته شد ؟

پرفسور Iain Stewart  درباره چگونگی خلقت زمین و تکامل آن در بی بی سی صحبت می کند .

برای تماشا اینجا کلیک کنید .

این سایت هم درباره دیرینه شناسی و زمین شناسی است . حتما تماشا کنید .

نگاشته شده توسط: سعید | فوریه 4, 2010

روان فریبی یا تبلیغات روانی!

” با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد “

این جمله را هر روز چند بار می شنوید ؟  معمولا در کجا این جمله کاربرد بسیار دارد ؟ آیا جملات و سمبل هایی مانند این را می توانید نام ببرید؟

شاید پیش خود فکر کنید جمله ی مذهبی است و چیز خاصی در این جمله وجود ندارد که بخواهیم بر روی آن  تحقیق و فلسفه بافی بکنیم .

اما این یک نمونه کوچک از یک خروار جملات و سمبل هایی است  که هر روز برای شستشوی مغزی ما بکار می روند .

نخست بگویم که  در دنیای امروز هر چه را که برای خود نمی پسندید باید برای دیگران بپسندید و  هر چه را برای خود می پسندید برای دیگران مپسندید .  گفتن این جمله علت دارد که در انتهای متن متوجه خواهید شد .

انسان در مسیر تکاملی خود یاد گرفته است تا از جنگ های فیزیکی فاصله بگیرد و برای بدست آوردن منافع و کنترل انسان ها و محیط زندگی  خود به جنگ های روانی روی بیاورد .

با آغاز  رنسانس که اومانیسم  پر رنگ تر می شود استفاده از جنگ های روانی و تبلیغات روانی نیز شروع به کار می کنند . البته علت آن هم  اختراعات دستگاه های ارتباطی است.( یا بهتر بگویم جهانی شدن )

سیستم های شاهنشاهی یا غیر دمکراتیک احتیاج به تبلیغات روانی دارند اما حاکمان  با خشونت هم می توانند حکومت کنند و  تبلیغات روانی در این سیستم ها کمرنگ تر است . تبلیغات روانی در این سیستم ها بر این اساس است که حاکم یا خود را از جانب خدا معرفی می کند  یا خود را خدا می نامد  و از نماد ها و سمبل های مذهبی و ملی و یا قبیله ای به نفع خود استفاده میبرد.

نمونه کوچک این تبلیغات در قبیله های سرخپوستی یا در یک ایل مشاهده می شود که رهبر قبیله دست به تبلیغات روانی می زند. اما در غیر این صورت نیز او می تواند به وسیله خشونت حاکم بر مردم باشد ؛ به شرط  آنکه قدرت و ثروت کافی داشته باشد . اما در جامعه های دمکراسی که انتخابات در آن صورت می گیرد برای بدست آوردن رای بیشتر مردم باید به دنبال تبلیغات روانی بود . شعارهای پوپولیستی نمونه خوب این تبلیغات است .

از شعارهای پوپولیستی می توان به گداپروری  اشاره کرد که نامش را مهرورزی می گذارند  و امثال آن که در کشورهای جهان سوم بیشتر روج دارند.

وای به روزی که سیستم ، دیکتاتوری در دمکراسی باشد یا دیکتاتوری باشد که لباس دمکراسی بر تن کرده ، ابته باید بگویم در تمام جهان دیکتاتوری وجود دارد حال اقتصاد حاکم باشد یا مذهب یا …. اما کشورهایی هم هستند که حاکم دیکتاتور دارند که از مردمسالاری حرف میزند . ( مردم سالاری یا دمکراسی یعنی  اینکه حکومت خادم و فدایی مردم باشد نه مردم فدایی و خادم  دولت )

در کشورهای صنعتی که اقتصاد بیشترین قدرت را دارد باید به دنبال تبلیغات روانی برای در آمد  اقتصادی بود . تلویزیون قویترین  رسانه و تاثیر گذارترین رسانه ها در تبلیغات روانی امروز بشر است.

یک کارخانه برای فروش اجناس خود از تبلیغات استفاده می کند.  تبلیغات تلویزیون ایران تنها تبلیغات نیستند به بیننده تلقین می کنند که خریدن این کالا به نفع شماست و انسان  که به دنبال تنوع است از نظر روانی فریب می خورد . البته باید بگویم  شرکت ها و کارخانه های دیگر برای آن که زنده بمانند مجبور هستند رقابت کنند و آنها نیز تبلیغات روانی راه بیندازند .

اگر تولید کننده پپسی کولا یک کشور آفریقایی بود ، آیا ظرف چند سال ذائقه ایرانی تا این حد به آن گرایش پیدا میکرد ؟

ایرانسل چگونه تبلیغاتی دارد ؟آیا به تبلیغات تلویزیونی آن دقت کردید ؟ در ایران نمونه خوبی برای تبلیغات روانی و شاید آشکارترین تبلیغات روانی همین ایرانسل باشد.

به قول “تاین بی” از دشمنان داخلی ، یکی هم مسخ شدن روانی انسان ها در اثر تحمیل روز افزون مصرف های مصنوعی و غیر طبیعی است .

در زمان پهلوی تلویزیون  پنج  تومانی یا ارزانتر  از آن می فروختند که باید برای نگاه کردن به هر ساعت آن 5 تومان در آن می انداختند و به این وسیله پول خوبی به جیب میزدند ! ( همچون ایرانسل )

استفاده از انسان ها در تبلیغات نقش مهمی دارد ، به عنوان مثال استفاده از دختران جوان و خوشگل  در فروشگاه ها به عنوان منشی یا فروشنده و یا حتی به عنوان مدل در کنار کالا نمونه تبلیغات روانی است.

دنیا ، دنیای اوتلیتاریسم است . اما بحث بر سر تبلیغات برای کسب منافع اقتصادی نیست . میخواهم اگر بتوانم درباره تبلیغات روانی از نظر سیاسی بگویم .

سیاست پدیده عجیبی است و اگر قرار باشد همه آن را بدانند دیگر سیاست نیست .

در تبلیغات روانی سیاسی  در کشوری چون ایران معمولا باید در تلویزیون بیشتر از هرجای دیگر به دنبال این تبلیغات بود . البته شاید بگویید در مساجد و یا هیئت های سینه زنی نیز تبلیغات روانی صورت میگیرد . اما  آن ها به اندازه رسانه به ملی قدرت ندارند.

نمونه هایی از تبلیغات روانی تلویزیون را ذکر می کنم . به عنوان مثال بازی فوتبال است بین تیم های پرسپولیس و استقلال  در ابتدای بازی به صورت رایانه ای شعارهایی در روی چمن نقش می بندند این شعارها تکرار می شوند اما نه آنقدر که بیننده متوجه شود اما در انتهای بازی که آقای فردوسی پور با آقای دایی صحبت می کند به صورت مکرر دوربین تصویر چمن را نشان میدهد و  شعارها تکرار می شوند اما انتخاب رنگ خود شعارها هم از نظر روانی تاثیر دارند.

استفاده من از رنگ سبز برای واژه  سبز هم یک تبلیغ روانی محسوب میشود شاید می خواهم سبز بودن را تبلیغ کنم . البته خودم را لو دادم اما تبلیغات روانی به صورت نامحسوس تاثیر گذارتر هستند.

استفاده از رنگ آبی در پرچم ایران به جای رنگ سبز یا کادربندی دوربین در سخنرانی شخصیت ها به گونه ایی که پرچم ایران در تصویر پشت سر اشخاص دیده شود و رنگ سبز آن خارج از کادر باشد یا کادر بندی در فیلم ها و سریال های تلویزیونی به صورتی که تصاویر رهبران کشور در پشت اشخاص حتما دیده شود از نمونه های دیگری هستند که در روزهای اخیر در تلویزیون بسیار دیده می شوند .

استفاده از سلام و صلوات در ابتدای اخبار که به ببیننده مذهبی تلقین کند جز راستی و صداقت چیزی نخواهیم گفت . مقدس ساختن اشخاص خاص ، استفاده از القاب مذهبی مانند معظم اله ، به سخره گرفتن اشخاص و کشورها ، متصل کردن حوادث تلخ به دشمنان  ، تکرار کردن خبر یک موفقیت علمی به صورت مکرر و هزاران نمونه دیگر که شما بهتر از من میدانید همه و همه تبلیغات روانی هستند.

اما یکی از شیوه های تبلیغات روانی این است که بگویند ما از تبلیغات روانی متنفریم . یا بیش از اندازه از تبلیغات روانی سخن بگویند و دشمنان را متهم به تبلیغات روانی کنند . به عنوان مثال کافی است در اینترنت جستجو کنید و ببینید که کسانی که بیش از اندازه از تبلیغات روانی دشمن می گویند خود در حال تبلیغات روانی هستند .

تمام نوشته من فقط و فقط در همین جمله بالا که به رنگ آب نوشتم خلاصه می شود. شما هم در گوگل عبارت “تبلیغات روانی ” را جستجو کنید تا علت نوشتن خط پنجم را متوجه شوید .

پی نوشت 1 : دلم میخواهد در این مورد بیشتر بنویسم اما بنده تخصص کافی ندارم و به همین دلیل کار را به متخصصان می سپارم . به ذکر چند نمونه بسنده نمودیم . منتظر دیدگاه ها و نمونه هایی از جنگ روانی هستیم که شما خواهید نوشت.

پی نوشت 2 : به نظر خودم مطلب کمی سطحی است . امیدوارم بتوانم در نوشته های بعدی این مشکل را حل کنم .

نگاشته شده توسط: سعید | فوریه 3, 2010

«در فواید ظلم»

قال علی بن ابی طالب (ع):
احذروا علی دینکم… رجلاً آتاه الله سلطاناً فزعم أنّ طاعته طاعة الله و معصیته معصیة الله
امام علی (ع) فرمود:
مراقب دینداریتان باشید از… شرّ کسی که خداوند به او قدرتی بخشیده امّا او می‌پندارد که اطاعت ِاو اطاعت از خدا و نافرمانی ِاو نافرمانی از خداست.

وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۹۳

……………………………

عدالت مستلزم خلل بسیار است و آن را به دلایل واضح روشن گردانیده ­اند و می­گویند بنای کار سلطنت و فرماندهی و کدخدایی بر سیاست است. تا از کسی نترسند فرمان آن کس نبرند و همه یکسان باشند و بنای کارها خلل پذیرد و نظام امور گسسته شود!

آن کس که حاشا عدل ورزد و کسی را نزند و نکشد و مصادره نکند و خود را مست نسازد و بر زیردستان اظهار عربده و غضب نکند مردم از او نترسند و رعیت فرمان ملوک نبرند. فرزندان و غلامان سخن پدران و مخدومان نشنوند، مصالح بلاد و عباد متلاشی گردد و ازبهر این معنی گفته­اند، مصراع:

«پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند»!

می­فرمایند:

«العدالة تورث الفلاکة!»(عدالت فلاکت به بار می­آورد) خود کدام دلیل واضح­تر از این که پادشاهان عجم چون ضحاک تازی و یزدجرد بزه­کار که اکنون صدر جهنّم بدیشان مشرّف است و دیگر متأخّران که از عقب برسیدند تا ظلم می­کردند دولت ایشان در ترقی بود و ملک معمور؟!

چون به زمان کسری انوشیروان رسید و از رکاکت رأی و تدبیر وزرای ناقص­ عقل شیوه­ی عدل اختیار کرد، در اندک زمانی کنگره ­های کاخش بیفتاد و آتشکده­ ها که معبد ایشان بود به یک­باره بمرد و اثرشان از روی زمین محو شد. امیرالمومنین عمر – رضی الله عنه – که به عدل موصوف بود خشت می­زد و نان جو می­خورد و خرقه ­اش هفده من بود امّا معاویه به برکت ظلم ملک از دست امام علی – کرم الله وجهه – به ­در برد! بخت ­النصر تا دوازده هزار پیغمبر را در بیت­المقدّس بی­گناه نکشت و چند هزار پیغمبر را اسیر نکرد و دستور دار نفرمود دولت او خروج نکرد و در دو جهان سرافراز نشد. چنگیزخان که امروز به کوری اعدا در درک اسفل مقتدا و پیشوای مغولان اولین و آخرین است تا هزاران بی­گناه را به تیغ از پای درنیاورد پادشاهی روی زمین بر او مقرّر نگشت!

رحمت بر این بزرگان صاحب توفیق باد که خلق را از ضلالت عدالت به نور هدایت ارشاد فرمودند!

کلیّات عبید، رساله­ی اخلاق­ الاشراف، صص 21 و22

……….

اخلاق الاشراف. رساله‌ای به طنز از خواجه نظام‌الدین عبید‌الله زاکانی، مشهور به عبید زاکانی(وفات: 772)، از شعرا و نویسندگان بزرگ ایران.

“اخلاق الاشراف” عبید در حقیقت طرح گونه‌ای است از نوشته‌های اخلاقی جدی فیلسوفانی چون “خواجه نصیر‌الدین طوسی” و “ابن مسکویه” که مفاهیم اخلاق عملی را شرح و تبیین کرده‌اند. عبید که از اوضاع اجتماعی بازمانده از روزگار مغول و حکومت‌های ناپایدار محلی در ایران به خوبی آگاه است و تاثیر این اوضاع آشفته را در روحیه بزرگان مملکت و زندگی توده مردم می‌بیند، در پی آن است که به خواننده بفهماند و بنمایاند که چگونه ارزش‌های انسانی و فضایل اخلاقی به ضد خود مبدل گشته‌اند و اخلاق اجتماعی مردمان عصر تا چه حد سقوط کرده است. وی به طنز، فساد اخلاقی بزرگان دوران از شیخ و شاه و شاهزاده و امیر و قاضی و لشگری و دیوانی و تاثیر رفتار آنان را در زندگی و روحیان مردمان عادی نشان می‌دهد. از این رو، “اخلاق الاشراف” از منابع مهم تاریخ اجتماعی ایران در دوره مغول به شمار می‌رود. در حقیقت، عبید حافظ دیگری است با شیوه و روش خاص خود.

“اخلاق الاشراف” به زبانی بس هنرمندانه نوشته شده و از قدرت بیان و وسعت دانش ادبی و عمق و بینش فلسفی و آشنایی گسترده نویسنده با ادبیات عربی و فارسی، منطق، فلسفه، اخلاق نظری و عملی و علوم قرآنی حکایت می‌کند. این رساله، همانند بقیه آثار طنز عبید، قهرا از الفاظ و اصطلاحات رکیک (هر چند به مراتب کمتر) خالی نیست. عبید در ایجاز همانند سلف خود سعدی است. رساله شامل مقدمه به نثر مصنوع ادیبانه‌ای، سبب تالیف رساله را بیان می‌کند و در بیان مفاهیم اخلاقی قلمی متین و استوار دارد.

برای هر باب از ابواب هفتگانه (حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم، حیا و وفا و صدق و رحمت و شفقت) دو راه گشوده شده است: یکی مذهب منسوخ که به جد است و همان حقیقت و واقعیت علمی و فلسفی این معانی است. دیگر مذهب مختار به نظر در بیان عملکرد بزرگان زمانه.

“اخلاق الاشراف” تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است: نخستین بار همراه با بقیه نوشته‌های عبید و چند مثنوی و قصیده “موش‌ و گربه” و اشعاری دیگر با مقدمه‌ای از “فرته”، ایران‌شناس فرانسوی و سرگذشتی نه چندان تحقیقی و آمیخته با افسانه (هر چند شیرین و خواندنی) به قلم میرزا حبیب اصفهانی (استانبول،1303 ه.ق) سپس به همت ”عباس اقبال آشتیانی”،‌ مندرج در کلیات عبید متضمن غزلیات و برخی اضافات یا مقدمه‌ای تحقیقی(تهران 1321) به طور مستقل با تصحیح، مقدمه و حواشی و توضیحات مفصل به قلم “علی‌اصغر حلبی”(تهران، 1374).

منوچهر پزشک. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها