یه جورایی وبگردی های من اینجاست .

ملک الشعرای بهار

بهار در خانواده‌اي به دنيا آمد كه به صبوري معروف بود. اين نام را پدر بهار، محمد كاظم ملك الشعراء صبوري، به عنوان تخلص شعري خويش برگزيده بود و انتخاب آن به پيوند با احمد صبور باز مي‌گشت، پيوندي كه در خانوادة پدر بهار افتخاري بشمار مي‌آمد.
صبور از‌كاشان بود و ساكن آنجا؛ شاعري خوش سخن و قصيده‌سرائي پر توان كه عباس ميرزا، پسر فتحعليشاه قاجار، وي را سخت عزيز مي‌داشت.

ادامه مطلب در وبسایت رسمی  بهار

…………………………………

شعری از ملک الشعرای بهار

ديدم به بصره دختركي اعجمي نسب

روشن نموده شهر به نور جمال خويش

مي‌خواند درس قرآن در پيش شيخ شهر

وز شيخ دل ربوده به غنج و دلال خويش

مي‌داد شيخ درس « ضلال مبين» بدو

و آهنگ « ضاد» رفته به اوج كمال خويش

دختر نداشت طاقت گفتار حرف « ضاد»

با آن دهان كوچك غنچه مثال خويش

مي‌داد شيخ را به « دلال مبين» جواب

وان شيخ مي‌نمود مكرر مقال خويش

گفتم به شيخ : راه ضلال اينقدر مپوي

كاين شوخ منصرف نشود از خيال خويش

بهتر همان بود كه بماند هر دوان

او در « دلال» خويش و تو اندر « ضلال» خويش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 27 مشترک دیگر بپیوندید