در نبرد سیاه کهنه خاک
هر دستی دراز
نام خود مینویسد
غبار حادثه
نصیب کدامین مشام میشود
تا اوراق سیاه تاریخ
آبی شود؟
آوازی اگر میفهمی
مولود هدایتی است
از اشکال صوری
آب و نان و آزادی
و نسیم و انتظار
بر خاک مصیبت زده
مینوازد
و گره از بال سیمرغ
میگشاید
در این گلآلودگی
بر صورت دشمن
نقابی از غنیمت جنگی ماست
