غزلی از حاکم شرع!
ز عمر خونخواری ِ ما سی سال میگذرد! خوشم که با همه سختی، به حال میگذرد! حسود را بگو: ار جام ما ز خون شده پُر، حلال ِ ما ست، که ما را مجال میگذرد! خوشا فقیه عزیزی که وقت خوردن خون، ز سعد و نحس و حرام و حلال میگذرد! شبی که جان نستاند [...]