یه جورایی وبگردی های من اینجاست .

دنی قهرمان دنیا اثر رولد دال

قهرمان دنیا. نویسنده رولد دال. مترجم: حبیب الله لزگی. ویراستار: فهیمه حسین زاده. تهران: موسسه ی نشر تحقیقات ذکر ، ۱۳۷۸ برای گروه سنی ۱۱ سال به بالا

«قهرمان دنیا»، داستان پدر و پسری است که همدیگر را خیلی دوست دارند.
نه ببخشید!
درست‎تر این است که بگویم داستان پدر و پسر ماجراجویی است که عاشق یکدیگرند!
پدر و پسری که در یک کاروان چوبی زه‎وار دررفته، پشت یک پمپ بنزین کوچک، در یک جاده‎ی دورافتاده زندگی می‎کنند.
«دنی»، که راوی داستان است، نُه سال دارد. او پسری است شاد و بدون ذره‎ای احساس ناراحتی یا بیماری، اما ژولیده و همیشه پُر از گریس و روغن ماشین. او داستانش را با درگذشت مادرش آغاز می‎کند، و بعد یک‎راست می‎رود سر اصل مطلب: «پدرش»! پدری که – به گفته‎ی خودش – بدون کوچک‎ترین شک و تردید، جالب‎ترین و بهترین پدری است که هر پسری می‎تواند داشته باشد. پدری دوست‎داشتنی و مهربان، ولی با ظاهری خشن و جدی؛ که هرگز با لب‎هایش نمی‎خندد. او فقط با چشم‎هایش می‎خندد و هیچ‎وقت «لبخند قلابی» نمی‎زند.
پدر، تعمیرکار ماشین است، تحصیل‎کرده نیست و شاید در طول زندگی‎اش بیست کتاب هم نخوانده باشد، ولی قصه‎گوی عجیبی است. قصه‎گویی که هر شب، ماهرانه قصه‎های دنباله‎دار می‎بافد و همراه با نمایش برای «دنی» تعریف می‎کند تا او به خواب برود.
غیرممکن است که کسی در کنار پدر «دنی» احساس خستگی کند. چون او هر لحظه یک ایده و یک فکر غیرمنتظره و جدید دارد. پدر نه‎تنها خودش خیلی ماجراجوست؛ بلکه وقتی «دنی» به راز بزرگ او پی می‎برَد و بسیار شوکه می‎شود از این که می‎فهمد پدرش شب‎ها به‎صورت غیرقانونی به جنگل و مزارع می‎خزد، «دنی» را هم به ماجراجویی‎هایش می‎کشاند. پدر، همه‎ی فوت و فن‎ها و تاریخچه‎ی ماجراجویی‎هایش را به او می‎آموزد و قول می‎دهد که وقتی مهارت قبلی‎اش را دوباره به‎دست آورد، «دنی» را هم همراه خودش ببرد. شبی که برای تمرین می‎رود، دچار حادثه‎ای ناگوار می‎شود. پسر «بچه آستین» را برمی‎دارد و به کمک پدرش می‎رود. پدر باید تا مدتی بستری شود. ولی «جشن باشکوه شکار» در پیش است. پدر تصمیم دارد هر طوری شده، با بر هم زدن این جشن ثروتمندان، از کارخانه‎دار ثروتمند و مغروری که همیشه آن‎ها را آزار می‎دهد و می‎خواهد قطعه زمین کوچک‎شان را از چنگ‎شان برباید و به زمین‎های بی‎انتهای خودش اضافه کند، انتقام بگیرد. این‎جاست که «دنی»، ایده‎ی حیرت‎انگیز «زیبای خفته»اش را به پدرش می‎گوید. همه چیز به‎خوبی و طبق نقشه پیش می‎رود و هر دو با شادمانی و به سلامت به خانه‎شان برمی‎گردند. ولی صبح روز بعد، اوضاع به شکل دیگری و کاملاً ناخواسته عوض می‎شود و همه را حیرت‎زده می‎کند …

لینک دانلود داستان زن صاحبخانه اثر رولد دال

لینک دانلود داستان ویلیام و مری اثر رولد دال

لینک دانلود داستان راه بهشت اثر رولد دال

لینک دانلود داستان عیش کشیش اثر رولد دال

لینک دانلود داستان خانم بیگزبی و پالتوی سرهنگ اثر رولد دال

لینک دانلود داستان شاه انگبین اثر رولد دال

لینک دانلود داستان جرجی مشنگه اثر رولد دال

لینک دانلود داستان خلقت و مصیبت اثر رولد دال

لینک دانلود داستان ادوارد فاتح اثر رولد دال

لینک دانلود داستان خوک اثر رولد دال

لینک دانلود داستان قهرمان جهان اثر رولد دال

 

منبع

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 27 مشترک دیگر بپیوندید