- تعداد صفحه: 632
- نشر: دارینوش (01 خرداد، 1384)
کتاب یک مرد درباره آزادیخواه یونانی نوشته شده است . این کتاب خیلی روان و ملموس است بطوری که احساس میکنی در سطر سطر این کتاب زندگی میکنی … از انجاییکه اوریانا خود قسمتی از زندگیش را با پاناگولیس قهرمان داستان سپری کرده است خیلی به ملموس بودن واقعیات کتاب کمک کرده است
در قسمتی از کتاب امده است :
…….و یکبار دیگه قدرت برنده شده بود ! همون قدرت همیشگی که هیچوقت نمی میره ! همیشه می افته تا یک بار دیگه مثل ققنوس از تو خاکستر خودش زنده بشه ! شاید بعضی وقتها خیال کنی با یه انقلاب ؛ یا یه سلاخی که بهش می گن انقلاب ؛ قدرتُ کله پا کردی ؛ اما میبینی دوباره با یه رنگ تازه سر بلند می کنه ! …. مردمم یا قبول می کنن یا خودشونُ بهش عادت میدن ! واسه همین نبود که اون تبسم کمرنگِ تلخُ رو لبات دیدم ؟ … کنار تابوتت سنگ شده بودم!… ( ص ۱۷ )