من نه سواد سیاسی دارم و نه علم جامعه شناسی خوانده ام . مطالبی که می نویسم ، اندیشه ها و افکار خودم هستند و خالی از اشکال نخواهند بود و در قسمت هایی شدیدا سیاسی و احساسی می شوند . پس نتیجه می گیریم که احتیاج به نقد و بررسی دارد و محتاج هستم به یاری شما .
سال اول متوسطه بود و دبیر فیزیک ما روزی برگشت و گفت : ما همیشه در ورزش های انفرادی موفق هستیم علتش این است که ما گروهی نمی توانیم کار کنیم .
راست میگفت ، اما چرا ورزش های گروهی ما نمی توانند موفقیتی کسب کنند و یا اگر موفقیتی کسب کنند نهاز پیش پیوستگی داشته و نه بعد ها تداوم ؟
تیم والیبال ما مربی خوبی دارد و بسیار خوب پیش رفت و تیم های مطرحی را شکست داد، اما آیا این روند ادامه خواهد داشت ؟!
ولاسکو میدانست مشکل والیبال ما چیست ، تا حدی این مشکل را برطرف کرد ، اما آیا ریشه های فرهنگی این مشکل را هم می تواند حل کند ؟
ما مردمی هستیم که علاقه شدید به ساختن پهلوانان و اسطوره ها و رویین تنان داریم . همیشه در کتاب های ما یک نفر دنیا را ، جامعه را یا یک محله را نجات میدهد . ما رستم داریم و فریدون و کاوه آهنگر و امثال این ها ، آیا جایی بوده است که همه ما با هم باشیم و جامعه را نجات بدهیم ؟ یا حداقل گروهی از ما بوده اند که کاری کنند؟! البته باید یاد آور شد که در تمدن های دیگر هم اسطوره سازی وجود داشته و دارد . اما چرا آنها مثل ما نیستند و مثل ما نشدند ؟
حکومت آنها به قول خودشان دموکراسی است ، یونانی ها از قدیم فروم ها یا تالارهای گفتگو داشتند و به بحث و گفتگو در این تالارها می پرداختند . اختلاف نظرها را می دیدند و قبول میکردند که هر کسی دیدگاه خاص خود را دارد . کمتر قضاوت میکردند و می کنند و بیشتر می پرسند تا اینکه جواب بدهند . برعکس ما همیشه در گفتگو ها سعی به دادن پاسخ داریم تا پرسیدن ! پاسخ هایی که بیشتربه علت خود نمایی و نارسیسم ماست . در کتاب هاگاکوره که به ادب و اخلاق سامورایی ها پرداخته است به اهمین مشورت اشاره شده است ، سامورایی ها هم در گذشته به مشورت کردن اهمیت میداده اند.
در ورزش هم ما اسطوره میسازیم ، یک روز علی دایی را اسطوره می کنیم ، یک روز حسین رضا زاده را ! اما چون آنها هم انسان هستند و می توانند اشتباه کنند و مانند رستم در کتاب نیستند و از جنس ما هستند کوتاهی آنها بر ما خوش نیامده و روز دیگر به دشنام و ناسزا دادن به ایشان مشغول میشویم . اما وقتی جایی کم می آوریم دوباره این از یاد رفته ها را به یاد آورده و از ایشان مدد میخواهیم و این روند ادامه دارد و چرخه ای است در حال گردش.
حمید استیلی را می بینیم . فقط و فقط اوست که اگر تیم ببازد مقصر است و اگر برد او تیم را به این برد رسانده است . اگر حسین رضازاده به خاطر منافع شخصی طرفداری حکومت را بکند ، از طرف عده ایی ستایش میشود و از طرف عده دیگری نکوهش و کسی دیگر با برداشتن وزنه او کاری ندارد . ( البته که مردمی بودن بهتر از حکومتی بودن است )
جامعه ما جامعه ای بوده است که از قبیله های مختلف تشکیل شده است . هر قبیله صاحب ریش سفیدی بوده است . حرف ، حرف رئیس قبیله بوده است و این روند در فرهنگ شهرنشینی ما هم نفوذ کرده و پدر سالاری را به وجود آورده است ما همیشه به پدر مثل تابو نگاه کردیم ( البته در گذشته بیشتر بود ) . این عادت ها در حکومت ما نیز رواج یافتند . حاکم همیشه سایه خدا بر زمین است ، مثل پدر یا رئیس قبیله که تابو بودند . حرف حرف اوست . اگر مشکلی پیش بیاید فصل الخطاب حاکم است .
یادمان نرود که اگر رهبر مخالفان خود را کف روی آب می نامد و اگر رئیس جمهور کشور در سخنرانی در جمع نخبگان خارج از کشور از لولو و ممه و جایی که میسوزد می گوید ، نباید توقع داشت که رضایی و نصرتی در زمین فوتبال کار دیگری نکنند !
وقتی رفتار مقامات مهتر کشور چنین باشد ، پس مقامات کهتر رفتاری به مراتب بدتر از خود نشان خواهند داد . اگر حکومت سعی در قبول مخالفان خود ندارد ، پس در ورزش گروهی هم نباید به دنبال قبول مخالفان بود . وقتی رئیس جمهور کشور حاضر نیست به مجلس احترام بگذارد و حرف خود را تکرار می کند ، وقتی رهبری حاضر نیست انتقادی علیه خود را بشنود و کوچکترین انتقاد ، عکس العملی شدید در پی دارد . وقتی نوشتن خطرناک است و دنیای مجازی را هم فیلتر می کنند . چه توقع داریم که مربی و سرمربی ما نظر مخالف خود را قبول کنند ؟! چه توقع داریم که هر کدام از بازیکنان یک تیم ورزشی فداکاری کنند ؟ چه توقعی داریم تا یک بازیکن فوتبال سیلی بر گوش هم تیمی خود نزند ؟!
در ورزش های گروهی ما سعی در تک روی داریم . همیشه بین یک گروه یک نفر را برتر میدانیم و اوست که نبودش باعث باختن تیم میشود و اگر باشد تیم برنده است ! چون باید همیشه یک قهرمان بسازیم که برتر از دیگران باشد .
البته از یادمان نرود که مقامات دیگر کشور ما هم از همین توده مردم هستند و فرهنگ ماست که در ایشان تبلور پیدا می کند . از ماست که بر ماست