اینکه خود را محدود کنم و آدم متعصب مبارزی شوم و از تمام لطف و لذت اندیشه و زیبایی ناب دست بشویم …. نه این کار از من بر نمی آید .
کتاب های بسیاری را نشخوار کرده ام ….چیزی که مرا شدیدا مشغول می دارد ، انسان نیست ، زمین نیست و حتی افلاک هم نیست . این روسیه نیست که علاقه مرا جلب می کند ، بلکه شعله هایی است که روسیه را در خود گرفته و می سوزاند . بهبود سرنوشت توده ها یا برگزیدگان ، سعادت ، عدالت ، فضیلت ….این چیزها که بسیاری از مردم را فریب می دهد ، در من تاثیری ندارند . تنها یک چیز مرا به هیجان می آورد و همه جا دنبال آن می گردم و چشمانم آن را با مسرت و ترس تعقیب می کند . خط سرخ ، تمامی عشق من همین خط سرخ است … جز آن همه چیز در نظرم فانی ، کوته بینانه و انسانگرایی گیاهخوارانه نازلی است که ارزش این روح رها شده از تمام امیدهایش را ندارد .
گرانوس
می تونید جای روسیه «ایران » بگذارید و بعد بخونید … جالبتر میشه